فرزلد عزیزی کدخدایی
سلام به همگی
سلام به همگی
زبان لکی در امرداد
http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=11461
که ل : کوچه درروستاها گذرگاههای وجود دارد که به انها که ل میگویند.
که ل : خانه ی مخروبه
کل : نیازمند به دیگران شدن
کئ ل : بدرقه کردن دیگران ، هه ر کئ ل کئ لئ ت بی بوو تا کئ لئ ت که م
كئ ڵ:نگاه به پشت سر انداختن ، هه دئ تئ کئ ڵئ دؤ ما ده
که ل: کسی که دندان ندارد . دئ نؤ که ل
که ل : کسی که در درگیری ناقص می شود
کوئل : کوتاه قد کوئل ئو کووتا
كه ڵ=ایجاد فرصت که ڵ ئ م که ت= فرصت یافتم
که ل :اشکار نر، که له ل کورئو دا
،،،،
اگر شما نیز مورد دیگری را می دانید در قسمت نظرات بنویسید.
امام صادق: (لو انزل القرآن علی العجم ما آمنت به العرب وقد نزل علی العرب فآمنت به العجم فهذه فضیلة العجم.) اگر قرآن به ایرانیان نازل میشد، عرب به آن ایمان نمیآورد، ولی بر عرب نازل شد و ایرانیان به آن ایمان آوردند. این فضیلتی است برای ایرانیان.
چویینی میه باقئ ر؟چئ خه وه ر؟(چطوری چه خبر)
سری تکان داد وگفت:دیشب نخوابیده ام از بس این گه ژه له (گوسفند بور) بَ بَ کرد، صبح به قصاب گفتم فردا میاورمش برای کشتار!
نگاهی به که ژه ل انداختم چشمهایش سرخ شده بوداو هم نخوابیده بود انگار،گوشهایش کمی به ل تر(برافراشته) از بقیه بود وزود به زود سرش ازچرا به بالا میاورد نگاهی به اطراف میانداخت وبَ بَ یی میکرد ،...
میه باقئ ر هئ به گله کرد وبه سمت کوه به راه افتاد
...
هئ روو هئ روو مالئ م ئ رئمیا (ای وای خانه ام خراب شد) این صدای گول نازار زن میه باقئ ر بود که داشت دست چرخان (رسمی دربین زنان لکستان) به سمت کوه میرفت!
پرسیم چی شده؟
گفت:گرگها به میه باقئ ر وگله حمله کرده اندچند گوسفند را دریده وخرمیه باقئ ر هم از ترس فرارکرده از دره پرت شده و خودش هم کمی بریندار(زخمی) شده،....
باحالتی بهت زده گفتم آیا که ژه ل هم طوریش شده ؟
نگاهی بهم انداخت وگفت نئ مه زانم ( نمیدانم)
سر به زیر رفتم به سمت پرچین دیشب شان، دیدم هنوز جای پنجه ی گرگ ها دراطراف پرچین پاک نشده بود
با خودم گفتم راستی چرا حواسمان نیست که بَ بَ کردن هم ممکن است خوب باشد حتی اگر خوابمان را پریشان کند.
به گزارش کردپرس این مجموعه شعر نو به گویش لکی منطقه یِ صحنه سروده شده و در آن به مباحث و مفاهیمی مانند نوستالوژی، طبیعت، مسائل اجتماعی، محیط اقلیمی و … پرداخته شده است. در این مجموعه همچنین چند شعر به گویش کُردی کرمانشاهی از جمله: ئالای دیده بان، پراو و … نیز دیده می شود.
«گول باخی خه نی» با رسم الخطی مابین رسم الخط معمول و رسم الخط کُردی به نگارش در آمده است. شاعر دلیل این انتخاب را عدم آشنایی کامل اغلب گویش وران لک با رسم الخط کُردی عنوان کرده است. این پژوهشگر و محقق لک معتقد است به کارگیری این رسم الخط در اولین اثر می تواند گویشوران لک - به عنوان مخاطبان اصلی این مجموعه- را با رسم الخط کُردی بیشتر آشنا نماید.
سیّد آرمان حسینی، دانشجوی دکترای زبان و ادبیّات فارسی است و پیش از این کتاب «گنجینه های بر باد یاد» (پژوهشی در ادبیّات عامه ی کُرد کرمانشاه) را به صورت مشترک با دکتر رحیمی زنگنه منتشر کرده است. از این نویسنده و پژوهشگر تاکنون بیش از پنجاه مقاله ی پژوهشی پیرامون فرهنگ و ادبیّات به چاپ رسیده و کتاب «تاریخ ادبیات لک» را نیز در چرخه ی چاپ دارد.
مجموعه شعر نو لکی «گول باخی خه نی» در ۶۸ صفحه و در ۵۰۰ جلد در آبانماه ۹۲ به چاپ رسیده است.
نوحه ای عاشورایی به زبان لکی... اگه وقت کردم فایل صوتیش رو هم میذارم که پارسال عاشورا خونده شده ...
هه داد هه بیداد آخر دنیایه
وه عزاداران شارم شیویایه
هه عزاداران بیلن بمرم
ژ داخ حسین ئاگر بگرم
یا ابوفاضل(ع)
هه داد هه بیداد جرگم سوزیایه
وه عزاداران شیرم کشیایه
هه عزاداران روژ مرگمه
ژ داخ عباس سوز جرگمه
یا ابوفاضل(ع)
هه عزاداران زخمم کاریه
درمون دردم آه و زاریه
یا ابوفاضل(ع)
باسپاس از سرکارخانم مریم کولیوند
لئ مئیدانئ جه نگ، چووی حیده ر حوسین/ صابئر چووی ئیوبئ پئیخه مبه ر حوسین
حوسین روو حه سه ن روو فاطمه نیشتئیه سئ بیل کوو
مووشئ بئ راده رئم کوو ئه شئیر ئو بی یاوه رئم کوو
تمام گل دنیا را به سرو رویم بریزم وسیاهپوش بشوم
انتخابات مجلس در ایران وبویژه در مناطق کمترتوسعه یافته ای مانند لکستان،همواره همراه با تنش بوده است،به گونه ای که روند برگزیده شدن اشخاص برای نمایندگی نه تابع ای پیوسته بلکه به صورت تابع ای گسسته وزیگزاگی بروز نموده است دراین بین انتخابات منطقه سلسله ودلفان شاید عجیب تر ازبقیه جاهاباشد،اگر به نتایج نگاه شود روند تغییرات درست مانند یک نت موسیقی است ۱۱۲۱۱۲که قطعا طبیعی نیست ،نتایج انتخابات های گذشته کار رابه انجایی کشانده بود که برخی از نمایندگان پیشین میگفتند؛ ئ گئله گئ مئ نه!؛یعنی اینبار نوبت من است،این گستاخی بدون تردید در راستای توسعه ی سیاسی واقتصادی مدنظررهبران انقلاب وانقلابیون اصیل نبوده ونیست ولی از انجا که جماعت؛ نوخه کن واویار وبیل ار نه ر شؤ؛(نخودکاروکشاورز) هنوز چنان رشد نکرده اند که تصمیم درست را بگیرندویا بهتراست بگوییم نگذاشته اند رشد کنند وبیشتر تصمیمهایشان احساسی وشرطی وقمارگونه است ،نتیجه ی مثبتی به دست نمی اید،به نظر میرسد برگزیده شدن اقای سوری نیزبر امده از یک اراده ی سیاسی جمعی صرفا احساسی بود که اولا یک سلسله ای رای بیاورد ودوما محمدی رای نیاورد،به عبارتی الشتری ها اصراربرالشتری بودن کردند ودلفانی ها هم به کسی غیرازمحمدی راضی تر بودند.صرف نظر ازاینکه جناب اقای سوری چه عملکردی داشته،این انتخابات ها مانند قمار میماند ممکن است خیلی خوب باشد ویا برعکس ان،به هرحال درطول این چنددوره نمایندگی مجلس، جزانجام وبه ثمر رسیدن چندطرح ملی (که بود ویا نبود نماینده تاثیر چندانی بر انها نداشته) ،الشترونورابادوسایر مناطق لکستان به نسبت سایرکشور خیری جمعی از این انتخاباتها تاکنون ندیده اند،امید است مردم به دور از هرگونه تعصب،به صورت عقل محورانه وباادله ای درست اشخاصی را برگزینند که لایق خدمتگذاری بهتربرای مردم باشند،که به فرموده ی امام؛انقلاب ما انقلاب پابرهنه ها بود.
چئ مؤ سه ر گه رین ،چئ مؤ سه ر که وئر ،رئ کئ کئ رماشؤ ، بئ چم ئه را همدو و...
همین چند شعر خود بیانگر یک جغرافیا است که یک سمت آن گرین کوه است که از بیستون آغاز میگرددتااشترانکوه ادامه دارد،البته کل حاشیه ی گرین،که شامل شهر هایی هرسین صحنه نهاوند بروجرد سیلاخور بیرانشهرالشتر نورآباد میشودرا در بر میگیرد،درست دربرابر گرین که وئر قرار دارد که در این بین کوهدشت،پلدختر،دره شهر ،آبدانان وایلام راشامل میشود،نکته قابل توجه حضور قطب تمدن ایران در غرب یعنی کرمانشاه است که به صراحت در این اشعارچندین بارآمده است،جالب است با آنکه این مرز جغرافیایی درجوار شهری چون خر آباد است ولی هیچ نامی از آن در هیچ شعرلکیی وجود ندارد اما حتی از همدان هم نام برده شده است که نشان دهنده ی حضور ایل بزرک ترکاشوند در آن ناحیه است،این جغرافیا نشان دهنده ی یک مرز طبیعی است که پیشینیان لک مان با هوشمندی آن را برای ما به گذاشته اند ومیتواند راه نمایی برای ما وارثان باشد
... همان ها که خبر لشکر کشی مهرعلی خان تکلو ،حاکم همدان ،برای سرکوبی سرداران زندیه را می خواستند به کریم بگ برسانند. کریم بگ پس از شنیدن این خبر فریاد برآورد: شێخه و ممه ، وێسه! آیمه ل تون که ن گه ایمرو روژه یه گئ مئنه مه گستم (شیخه،محمد،علی ویس نیروهایتان را جمع کنید که امروز همان روزی است که من انتظارش را می کشیدم). بی آخه «مادر کریم بگ» به فرزند نهیب زد: روله تونو ای آیمه ل کمته نمه تونینون ئه گرد ای اوردیه پلار بارینون چن روژ بی ئه انار کوی شاید ئه ی کلانه اژنمون بکویه ی لا(فرزندم با تعداد اندک نیرو توان مقاومت در برابر این لشکر را نخواهی داشت چند روزی را در کوه انار پنهان شو شاید این بلای نازل شده از سر ما دور شود) کریم بگ به مادر نگریست با لبخندی مهربانانه گفت:دا توه نو. ایسه دی نوه کوره ل ایناقه دوری برانن(مادر نگران نباش اینک نوبت فرزندان ایناق است که دوره ای حاکم شوند) از این نشئه تاریخی سرشار از شعف و شوقی وصف ناشدنی شده بودم که فریاد همراهان مرا متوجه کرد که وقت برگشتن است و باید به سمت ملایر رهسپار شویم هر چند سخت بود دل کندن از دیار دلاوران زند لک اما چاره ای جز ترک آن دیار نداشتیم و به ناچار راه برگشت را در پیش گرفتیم.
با تشکر از برادر عزیز جناب آقای سیروس علیپور
ئ خودایئ مئ ،فئ ره دووس دئرم رویئت بوینئم ،مئ وه خودابیئن تؤ ایمان دیئرم ،تؤ ئخراره مارئم،ومووشئم ئو مه زانئم وئرئ تؤ گئ لا مئ رم،ئه که سه گئ هویچ ئئ نئ هادی ئه را دیئنت نئ ریی،ئه ژ بیئنئ وئژی هویچ نئ موینؤ.
خداي من! اشتياق به شهود جمال و جلالت دارم و به خداوندي تو شهادت داده و به
ربوبيت تو اقرار ميکنم و اعتراف به بازگشت به سوي تو مينمايم. آنکس که
اشتياق به ديدار تو در نهادش نيست، از هستي خود بهرهاي نخواهد برد.
کار؛قئ لا؛وگه مال
همیشه قیربوده وهاپ واین کار این؛ رویی سێ ودوئم چوئکان؛هاست
اگربخواهی زیر دارهای ؛کاوۆه؛ قدمی بزنید وقصد داشته باشید دمی بیاسایید یا کتابی بخوانی، این رویی سێ
نفس را به داخل برده ومی قاراند قاار قاار قوور قوور،آن گه مال هم چند هاپ وهوپ میکند آنوقت
لابد دوست داری سنگی،بردئ، کلوخی وچیزی را برداری وبه سمتشان بپرانی ،اما دستی به ریش اسپی ات میکشی وبا خودت میگی زشته ولشون کن خدا زده توسرشون و...
ولی واقعیت اینه که همین بی زبونها نه میزارن بیاسایی ونه میزارن راه بری واگردریک جای خلوت گیرت بیارن ....خولاسه
اخرسرمجبور میشوی کتاب ودرست را جمع کنی و بروی ؛مال باوکتان؛ یا انکه بمانی تا وهار بیایدچرا که فصل قار وقیل وهاپ وهوپ همین پاییزوزمستان است
برابری فارسی کلمات لکی
گه مال=سگ نر
رووی سێ=سیاه چرده
کاوۆه=درخت سپیدار
مال باوکتان=منزل پدری
زندگانی سیاسی الماسخان
از کندوله شاعران برجسته هورامی و فارسی گوی برخاسته اند که از آن جمله الماسخان کندوله ای شاعر بزرگ اورامی زبان است که اهالی، اصل او را از روستای پلنگان (روستایی از شهرستان کامیاران) میدانند.2 وی در سال 1118هـ.ق در روستای کندوله از توابع کرمانشاه چشم به جهان گشود.3 او اهل کندوله بیلوار بود و از اهالی تیرههای محله وسط «سِمایله». الماسخان از شاعران برجسته عصر نادری است که با در هم آمیختن رزم و بزم آثار جاویدانی را خلق کرده است. الماس تمامی آثار خود را به صورت منظوم سروده است.
به استناد نسخهای به نام «رستم و اسفندیار» که به تازگی از دانشگاه برلین به دست آوردیم، و سال 1012هـ.ق بر آن ثبت است، نام پدر وی رضا خان بوده است.4 طبق این نسخه پدرش هم شاعر بوده و احتمالاً قبل از الماس، پدرش شاهنامه نویسی به زبان هورامی را شروع کرده است. و به احتمال فراوان الماسخان راه پدر را ادامه داده است. این موضوع همچنین این نکته را در مورد زندگی الماس رد میکند که او، پس از خلع شدن از سپاه نادر به شعر و موسیقی روی آورده است. بلکه الماسخان احتمالاً قبل از ورود به سپاه نادر و حتی در زمانی که در سپاه هم حاضر بوده، شاهنامهنویسی میکرده و شعر میسروده است. به ویژه که خود وی با حضور در میدان جنگ با تورانیان،5 حس شاهنامهنویسی را در خود تقویت کرده و آن را در آثارش به زیبایی ترسیم کرده است.
یادش بخیر بوی پاییزی الشتر وتجمع برگ درختان توت سرچارراه وریختن برگ های زردوپهن چنار وبارکردن وکوچ دامدارها،آرام آرام سردشدن وسوزسحرگاهی گرین وچراغهای علاالدین و...
تو یا شما
در این نوشتار به ضمیر دوم شخص مفرد در زبان کردی می پردازیم. در گویش های مرکزی و جنوبی کردی شاهد صورت «تو» (با آوانگاری کردی لاتین to) هستیم که در کنار آن «ئه تو» (eto) نیز در برخی زیرگویش های کردی مرکزی دیده می شود. این ضمیر در بسیاری از زبان های ایرانی و حتّی غیرایرانی هندواروپایی مشترک بوده و دیده می شود. امّا به زعم نگارنده ی مطلب این ضمیر محتملاً قرضی از فارسی است (توجه شود به تمایز -o در فارسی با -u در کردی).
دڵه ڕۆلهی ئهزيزم
ههركهسی ئاشقی تۆ
ئهرا گيانی خۆی تڕسی نيه
ئيژن ئاشق له مهرگ وله قهور وله زندانی
ئهرا ژيانی خوی ترسی نيه
دروو نه كردن وهختی ووتن
دڵی ئاشق لهفهن گورگێكی ئازا وبرسيه
ڕاست ووتن ههر گورگێك
له هاوار كردنی شوانه كهی ترسی نيه
جفتی چهويل ديرم دوعا كردم يا خودا رووناكيان نێمينی
بڕياڕ كردم ، ههردوو جه ويلم دهر بكهم تا دڵم ئارام بمينی
وههركهس لهدوسێڵ جهويلم تماشا كهيگ
دڵگهی وهبان چهويلم ئهيشكينی
وهحهيرت كهفتم
نێزانم دڵم نهرم بکهم
یان رووناكی چه وێلم كز بكهم ونێ دینی
دلدارهكهم دڵسۆزهكهم
يهك دهردی دڵ ديرم لهی دونيا عيلاج ودهرمان ئهرای نيه
ههر چهند ئاموژكاری كهم فايده وسوود ئهرای نيه
ئهگهر وئاسمان فڕی كهرم هيچ دهنگ وخهور ئهرای نيه
وئهگهر دلم بسوزنم وئاگر ،
ههر هيج وهفايي ودووكهل ئهرای نيه
خامووش نوربخش
سه معادل برای واژه ی بازار در گویش های کردی وجود دارد که هر سه با یکدیگر هم ریشه بوده و نهایتاً مشتق از صورت ایرانی باستان می باشند. در کردی مرکزی (سورانی) از واژه ی «بازار» استفاده می شود. این واژه یا استقراضی مستقیم از «بازار» فارسی نوین بوده و یا صورت تحول یافته ی «وازار» است که ابتداء از فارسی میانه قرض گرفته شده و سپس با تحول «و» به «ب»، که به کرّات در سورانی رخ می دهد، به صورت «بازار» در آمده است.
در مجموع با عطف به سه تحول تاریخی زبانشناختی می توان به صورت علمی جایگاه یک گویش را در مورد تعلق آن به زبان های شمال غربی ایرانی یا جنوب غربی ایرانی، مشخص نمود. پیش از پرداختن به متد علمی و ارائه ی تحولات مزبور بهتر است مختصری درباره ی دو شاخه ی فوق الذکر سخن بگوییم. شاخه های زبان های شمال غربی و جنوب غربی ایرانی یک دسته بندی علمی است که بر طبق آن زبان های ایرانی رایج در مغرب ایران زمین باستان از حداقل 2500 سال پیش بدین سو به دو شاخه ی عمده تقسیم می گردد. در شاخه ی جنوب غربی آن زبان فارسی باستان قرار دارد و در شاخه ی شمال غربی آن زبان های مادی و پارتی. به مرور زمان زبان فارسی باستان به صورت زبان فارسی میانه و بعدها به صورت فارسی نوین، فارسی دری، فارسی تاجیکی، گویش های فارسی استان های جنوبی و شمال شرقی ایران، لری و بختیاری در آمده است. در شاخه ی شمال غربی نیز در دوره ی معاصر شاهد زبان های مستقلی همچون کردی، تالشی، سمنانی، مازندرانی و غیره هستیم. حتی زبان بلوچی نیز، فارغ از محل جغرافیایی فعلی آن، به لحاظ علم زبانشناسی متعلق به دسته ی زبان های ایرانی شمال غربی است و گواه بر این حقیقت است که نیاکان بلوچان امروزی از جایی دیگر بدان جا مهاجرت نموده اند. حال به متدولوژی علمی می پردازیم که شمال غربی یا جنوب غربی بودن یک زبان ایرانی را مشخص می سازد:
نماینده مجلس ما همچنان خاموش بود
را دروب سلسله ببینید
www.selselaa.blogfa.com
آیا لرهای عزیزخود مقصر نیستند؟پاسخش مثبت است اگر در سالهای پیشین نگرانی ماها این بود که هیچ نماینده ای در ردویاپذیرش وزیری از منطقه زاگرس حرف نمیزند امروز میگوییم ای کاش همانطور می بود وکسی حرف نمیزد که عمق فاجعه مشخص گردد،اما چرایی مقصر بودن مردمان ما در چیست ؟بدون تردید منطقه ای که این نماینده چماق! بدست از آن آمده دارای انسانهای فرهیخته تری از ایشان برای نمایندگی است اما چرا ایشانان اکنون نمایندگان ماییند پاسخ به این پرسش خود یکی از مهمترین دلیل است که مردمان لررادر این مورد مقصر هستند بدون شک اگر به دلایل انتخاب این نماینده نگاه شود احتمالن این موارد رامیتوان دلیل این انتخاب دانست:
۱-کاندیدنشدن افراد بهتر وقویتر
۲-تایید نشدن برخی افراد بهتر
۳-تعصبات قومی وقبیله ای
۴-تقلید کورکورانه مردم ازبرخی به اصطلاح نخبه به علت توسعه نیافتگی فرهنگی وسیاسی
۵-سایر دلایل که خودتان میدانید
این گفته البته قابل تعمیم به کل نمایندگان نیست اما اکثرکسانی که امروزه از شهرهای کوچک بااستفاده از نادانی وعدم رشد سیاسی مردم و.. نماینده شده ند همین گونه نماینده شده اند متاسفانه واین برمیگردد به خود مردم وحاکمیت واقعا نمیتواند چندان کار کند
سخنی با این نماینده محترم
حضرت استاد در اینکه شما شخصی مخلص ومردمی وخوب هستید شکی نیست ولی شما را به خدا شما دیگه مثل ریسجمهور پیشین محبوبتان نباشید کمی هوای این دهن مبارکتان را داشته باشید لازم است نطقها یتان را بنویسید تا این گونه جوگیر نشوید واین حرف های زشت وناروا را بزنید اگر خودتان برای خودتان احترام قایل نیستید مختارید اما حداقل حرمت مجلس ، رای مردم،شورای نگهبان واز همه مهمتر حرمت لباس تان را داشته باشید
هاتئ نئ عێد فئ تر ئه ر کؤڵ بئ سلمونه ڵ بئ مارگ بوو
آمدن عید فطر بر تمامی مسلمانان مبارک باشد
اهالی محترم سلسله ای شهر وندان شهید پرور ساعت ۲ نیمه شب پای صنوق رای رو فقیر محروم و... شمارا بخدا به خود بیایید آقا تحصنی توماری(طوماری) نوتئ قی اشاره ای وئت وه تئ خوئت خه تئ ، والله بخدا گناه دارید اماخود نیز گناه کارید شما را قسم به این روز وشب های عزیز قران را باز کنید وسوره توبه را با ترجمه بخوانید ببیند چه میگوید؛آیا شما از این افراد میترسید؟!س۱۲
ای مردم شریف سربه زیر هیچ نگو زهی خیال باطل که کسی برایتان کاری بکند مگر خودتان هیزگئ رئن ئو
+ نوشته شده در جمبقیه مطلب در وبزیربخوانیدwww.selselaa.blogfa.com
علی ایتیوند : هجا
( سیلاب ) که اکنون در آموزش کودکان به آن بخش هم می گوییم از ترکیب یک
مصوّت تاسه صامت تشکیل می شود .مصوّت به منزله ی مرکز یا هسته یا محور هجا
است وصامت در حکم حاشیه یا دامنه ی آن است .
نه مه نێه ره نگ ئو رۆخسارم گئ لاره
فئره مۆشتاقئ دیدارئم گئ لاره
قئصه حه لاج ئو عئشقئ کُۆڵ دۆرووئه
مِئ حه لاجئم تۆونی دارِئم گئ لاره
دئلئم چوۆی بیێله مئر آگئر خێالئم
چوۆی مئژ ئ خوئصه تو دارئم گئ لاره
چێه م ئو بئ رمئت، نه ن ئه ر یه ك حێف ئه ژێنئ ت
کێ تئ ڵێامه، مئ رێوارئم گئ لاره
مِئ توۆین آواره عئ ش ئم، تاگه حدی
مێتاج ئ ساا دیوارئم گئ لاره
تونین وه رووژێ صد گئڵ هئلگ ئو حاشا
مِئ هر یارووهه پێرارئم گئ لاره
رضا حسنوند
پانوشت:
نه مه نێه: نمانده
گئ لاره: چشم
فِئره: زیاد
بُیله مئ ن: آتش زیر خاکستر
آگر: آتش
چوۆی مئژ: مانند زغال افروخته
خوئصه: غصه
چێم ئو بئ رمئ ت: چشم و ابرویت
حێف ئه ژێنت: حیف برایت
تئلێامه: له شدهام
رێویار: رهگذر
توینیاوآره: آواره
مێتاج: محتاج
تونین: تویی
هلگ و حاث: التماس کردن
مئ هه ر: من همان
منبع:بلوطستان