جناب روحانی امروز  دیدم

امروز درکوچه باغ هایت این سرزمین آریایی غوغایی بود در این تموزگرم نسیم خنک آمدنت وزیدن گرفت ومن دیدم

کودکی را دست در دست مادربا صورتی معصوم وکوچک و با انگشتانی به شکل هفت که میگفت "لوهانی"

وزنی را دیدم با لبخندی بر لب و سبدی از گل بنفشه دردست وشالی به رنگ سبز بر گردن وکفشی برنگ سرخ درپا که برپیاده روهایی به رنگ سپید محکم واستوارتر گام برمیداشت.

وکشاورزی را دیدم شه ن (چنگال وجین)  بر شان وداس به دست  میرفت برای خوشه هایی که از دروی دیشبش جا مانده بود.

ودخترکانی را دیدم که پس ازسرمای گذشته لباسهای سرخ وسبز وسپید پوش کوزه بر دوش به چشمه سارانی میرفتند که مدت ها بود آبشان لیخن (گل آلود) شده بود تا دوباره بروبند زلالی آب برآمده از دل خاک را

وقناری هایی در بندی را دیدم که پشت میله های کینه ودشمنی خیره برقفلی بودند که درکلیدش در دست تواست.

بورن بورن(بیاییدبیایید)

بورئن بوورئن بئ رال خوؤیه ل  کوئل بوورئن

نمیگویم به خاطر چی وکی

نمیگویم به یک لرزاده یا یک روحانی یا یک قالیباف زاده ویا یک هم ولایتی رای بدهید فقط بیایین

چرا!

چون آمدن بود که برخی ها را ترساند برخی خاک ،خاشاک شدند وبرخی در زندان وبرخی لرزان

چون ایران است که مهم است ومردمش

چون این انقلاب مال مردم است نه کسی دیگر

چون خونهای زیادی ریخته شده است  وخون دلها خورده شده است

مردم سالاری دیر یا زود دارد اما سوخت وسوز ندارد هرکار درستی سخت است وهمه ی ملت ها کم وبیش این مسیر را طی کرده اند ویا خواهند کرد.

بیاییم تابا آمدنمان اگر حتی کسی را برای رای دادن بهش نداریم رای بدهیم تا جلوی رای اوردن برخی ها را بگیریم که سرنوشت فرزندانمان وکشورمان را تغییر دهیم

ای دل فرورودردلش کالصبرمفتاح الفرج

چند بیتی از جضرت مولانا

ای صبر فرورودردلش کالصبرمفتاح الفرج

تارونمایدمرهمش کالصبر مفتاح الفرج

ای نورما ای سور ما ای دولت منصورما

جوشی بنه درشورما تامی شودانگورما

ای نوش کرده نیش رابی خیش کن با خویش را

باخویش کن بی خویش راچیزی بده درویش را

بی همگان بسرشود بی تو بسر نمیشود

غم تودارد این دلم جای دگر نمیشود

گرتونباشی یارمن گشت خراب کارمن

مونس وغمگسارمن بی تو بسر نمیشود