»»  ما در نشریه لور مقاله ای داشتیم (تحت عنوان باز تعریف لر با گذاری بر جغرافیای انسانی و فرهنگی لرستان) که نکته اصلی آن این بود که لرستان (تقریبا همه ی لرستان؛ در آن مقاله تصریح شده بود حداقل هشتاد درصد مردم لرستان فیلی) زبانی جز لکی نداشته است، اما دچار یک پروسه تغییر شده است، این جریان چقدر به شکوفایی ادبیات لکی ضربه زده است؟

صراحتا بگويم  كه تعصب دوستان لوري را در مورد قبيله و طايفه گرايي قوم لر قبول ندارم. زيرا چيزي نمانده كه در نشريه ي ولات نوشته شود كه  زبان حضرت آدم و خاتم لري بوده است!.....

 

»» البته استاد توضیح بدهم نشریه ولات با ما همفکر است اما ولات و لور یکی نیستند، شاید این پرسش بنده خیلی صریح و رک باشد؛  آیا ادبیات لکی می تواند خود را از فشار مثلث کرمانشاه، خرم آباد و تهران رها کند و به پویایی و رونق بیش از پیش امیدوار بماند؟

» من نميدانم شما چگونه اين فشار را حس كرده ايد و به گفتار آورده ايد؟ زيرا اين عبارت بي معني است. هر زباني پويا باشد خود بخود در عرصه ميماند و بالنده پيش مي رود از آنجا كه كرمانشاهيان نيز لكند ما نه تنها گفتار اين مردم را باعث تقويت زبان خود مي دانيم بلكه چنين احساسي هم نداريم. ولي در مورد خرم آباد بايد گفت سالهاست لرها لري مي گويند و لك ها نيز لكي و هيچ مشكلي در ارتباطات اجتماعي ندارند و گرچه سالهاي سال لرهاي عزيز زبان ما را به چشم حقارت ميبيند ولي خوشبختانه امروزه چنين نيست. و در مورد تهران اگر منظورتان زبان فارسي باشد قطعا هيچ لهجه اي در ايران در برابر فارسي توان مقاومت ندارد تاچه برسد به زبان لكي! مثلث را به اين گونه اصلاح كنيد، مربع ،تهران  اهواز تبريز بغداد!

اگر فيلمسازان از زبان ملايري و بروجردي و...استفاده مي كنند دليل بر آن است كه خنده ناكي اين استفاده ابزاري از زبان لري بيشتر ملحوظ است تا ارتباط با تهراني ها و در ضمن بايد دانسته شود كه در كجاي فيلمهاي ايراني از لرها منطقا استفاده كرده اند؟ مگر نه آن است كه لرها در بيشتر فيلمها نقشهاي مضحك و بي فرهنگ و لنگ و لوك و غارتگر و... را دارند؟

بقیه مطالب در وب شاعران لک زبان موجود است