در کیستی لک ها 2
يه روژي امايي خوازن گولم بین
و زوان كُردي ، سورامان بین
***
نوم کُلان باوه ، مه چم خرماوه
لُر یل مچینا و سر چیناوه
خدا ای هاوار، دُته مان بریا
داخ اسیری ، غمین مان کریا
***
لُریل ای هاوار ، دالکم کُشیا
وه گن ئو وه بن، اسیر ئو کریا
و لاوه لاوه و هی رو هی رو
کُردیل هه تنه و تنگه بی رو
***
هومه هان ئي کو، ئي کو کونان
اوه دشتی که ژه کوه دشتان
اوه شا ریکی ژه لُرستانان
کُل لُری موشن هر و ئی زوان
ئي زینی ونان تا آلا هینان
همویش جریشی ژه مال لُران
از این دست ابیات فراوان در میان لک ها رایج است که هیچ کدام از اینها نشانه کُرد بودن لک ها نیست و پرداختن به یک بیت مشکوک! نمی تواند این مطلب را موجه جلوه دهد.
ایشان بعد دوباره به چند لغت نامه نویس اشاره می کند که لک ها را کُرد دانسته اند، نمی دانم اینها به زبان شناسی چه ربطی دارند! اما این لغت نامه نویس ها نه مردم شناس بوده اند نه زبان شناس و علم و آگاهی شان هم فقط در چهار چوب زبان فارسی بوده است ولا غیر. و اگر هم تحقیق میدانی برای شناسایی زبان انجام داده اند، شاید به کسانی مراجعه کرده باشند که به آنها اشتباه آدرس داده اند ما باید بدانیم آنها این اطلاعات را از چه طریقی به دست آورده اند این یکی از راههایی است که منتج به مبحثی علمی خواهد شد غیر از این است؟
آقای رحیمی بعد از اینها وارد بحث های تفهیم و تفهم زبان کُردی شده اند که به گفته خودشان دیگر کسی آن را برای رد یا اثبات زبانشناسی به کار نمی بندد. او می نویسد:
«دستگاه واجی؛ نظام دستگاه واجی لکی با کردی جنوبی به جز یک مورد (تقابل واج Ö لکی با Ü کردی جنوبی (دقیقاً یکی است و این تصادفی نیست و ربطی هم به اشتراکات زبان های ایرانی ندارد؛ چه اگر ما ادعا کنیم این اشتراکات در کل زبان ها ی ایرانی دیده می شود خود را آشکارا درگیرتناقض نموده ایم وعبارت «زبان های ایرانی » بی معنی است چون ایرانیان یک زبان مشترک دارند وتقسیم بندی آن منطقی نیست.»
بنده اعتقاد ندارم که اختلاف فقط همین یکی باشد مثلن تلفظ حرف (و) در تاؤسو که در زبان کُردی جنوبی یا پشتکوهی و سوراني این حرف غلیظ تر ادا می شود و در لکی و لری سبک تر است به گونه ای که این تفاوت کاملن مشهود است و ادای حرف (و) در کلمه "وژ"........از این دست زیاد است که اگر زبان لکی را زیرو رو کنی اختلافات بیش از 50 مورد است که من حقیر یافته ام اگر یک زبان شناس بگردد فکر کنم بیشتر هم بشود.
در ادامه به ساختمان دستوری پرداخته است و می نویسد:
«واقعیت این است که لکی از لحاظ ساختمان دستوری به خصوص صرف افعال متعددی شبیه به کردی سورانی (میانی) است ؛ مثال ، لکی: گرتم ،گرتت ،گرتی، گرتمو،گرتتو،گرتمو(←دستور زبان لکی ،کامین عالی پور،خرم آباد ، افلاک 1384،ص 54) سورانی: گرتم ،گرتت،گرتی، گرتمان،گرتتان، گرتیان،(←دستور زبان کردی ،دکتر علی رخزادی ،ترفند،تهران 1379)
کاشکی این دوست هم به نحو جملات و پس وند ها و پیش وند ها در هر دو زبان هم اشارتی می نمود که خالی از لطف نیست:
کردی سورانی می گوید: ئو دایت وه زوین (به زمین آب دادی)
لک می گوید: (زمینه ئوت دا) از این دست تفاوت های فاحشی وجود دارد؛ که قصد پرداختن به آن را ندارم.
بررسی چند لغت و اصطلاح در زبان لکی، فارسی، کردی سورانی و لری:
|
لکی |
لری خرم آبادی |
فارسی |
کردی سورانی |
|
مه زونی وژم توه سوو مه هم یا مه کم کمو تر اراچه |
می دونه ی خوم توه سوو می کم کموتر سی چی |
می دانی خودم تابستان می کنم کبوتر برای چه |
ئزانی خوم هاوین اکم یا کَم یا کیمن کوتر بو چه |
هر کس بخواهد این جدول را ادامه دهد در پایان به این نتیجه می رسد که فارسی و کردی به هم نزدیک ترند تا لکی و کُردی و این طبیعی است چون همه این زبان ها به مرور زمان از یک ریشه واحد منشعب شده اند ولی هر کدام در حال حاضر دارای هویتی مستقل هستند.
ایشان به «ارگاتیو» نیز اشاره کرده اند. که بنده در قسمت نحو جملات پاسخ این مبحث را داده ام.
سپس به تکواژ استمراری نیز پرداخته است که اگر ایشان بیشتر بررسی می کردند اینگونه قطع نامه صادر نمی کردند در كردي سوراني ... فقط در افعال منفي اشتراك هست ....
سوراني : ئزاني
لكي : مه زوني
اما در منفي فقط شباهت هست:
سوراني : نم زاني
لكي نمه زوني
تفاوت فاحش كردي سوراني و لكي ....در تلفظ حرف (خ) بسيار جالب است توجه اين دوست را به اين امر جلب مي كنم ...خودشان مثال هاي زيادي خواهند زد!!
يك مثال:
سوراني به خورشيد مي گويد : خور
لك به خورشيد مي گويد : هور ....اين واژه در قديم بسيار استعمال مي شد و هنوز بعضي ها آن را استفاده مي كنند...
مقايسه كنيد با زبان اوستايي ....اهورا.........
. اما یک سوال مهم:
من نفهمیدم ایشان لکی را با کردی جنوبی مقایسه کرده یا کردی سورانی چون عنوان مقاله ایشان مربوط به شباهت لكي و کردی میانه است پس چرا ایشان برای اثبات بعضی ار مباحث از کردی جنوبي هم مثال آورده است.
حتمن این دوست عزیز با تفاوت های کردی جنوبی و سورانی آگاهی دارند. این دو گانگی چه معنایی می دهد. آیا جز اینست که نگارنده با موضعی ژورنالیسیتی (که خود در متن مقاله از این گونه مواضع انتقاد کرده اند) تلاش کرده اند توپ را از زمین کرد بودن یا نبودن لک زبانان به به زمین کردی جنوبی یا میانه بودن پاس بدهند و به این ترتیب قطعی بودن این نظریه را القاء کنند که به هرحال لکی کردی است؟
خود ایشان هم به تفاوت های این دو شاخه آگاهی دارد ایشان در پایان نتیجه می گیرد که لکی جزو گویش سوراني است این را هر محققی ببیند شاید کمی تبسم هم بزند! ایشان در آخر می نویسند:
بزرگانی چون «مارّ» و دیگران معتقدند گویش ها به واسطه ی همجواری ممکن است تأثیر واژگانی در هم بگذارند اما آن چه شاکله ی اصلی یک زبان را تشکیل می دهد دستگاه آوایی و واجی و پیکره ی دستوری آن است.
آیا کردی جنوبی نمی تواند زیر شاخه ای از زبان لکی باشد؟
سوال دیگر این است که برای اثبات این که لک ها کرد هستند یا غیر کرد فقط عنصر زبانی کافی است؟ آیا اگر ثابت شود لکی با شاخه ای از زبان کردی هم ریشه است این مساله مطلبی درباره هویت قومی این مردم اثبات می کند؟ بدون توجه به سابقه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایشان؟
به نظر من که بجز زبان 1-موسیقی 2- پوشش 3- آداب و رسوم 4- مذهب 5- روانشناسی اجتماعی 6- ادبیات شفاهی و چیزهای دیگری که سواد کم بنده به آنها قد نمی دهد هم می توانند مد نظر قرار بگیرند من در چند مورد که قدری آشنایی دارم نظر می دهم و بررسی باقی آن را به عهده مخاطبان قرار می دهم:
1-موسیقی:
از دیر باز در میان طوایف ساکن لرستان موسیقی های بزمی - رزمی – عزا - چمر رایج بوده که در تمام موارد ...این عناصر در میان قوم لر رایج بوده و هست. وقتی کسی می گوید موسیقی لری گوش می دهم فرقی ندارد که لری خرم آبادی است یا لکی .. وقتی کسی ایرج رحمانپور گوش می دهد تصنیف بزران را در کوک ر ماژور و ضرب سه چهارم گوش می دهد از هر کس باشد چه رحمانپور چه سقایی چه شکارچی برایش فرقی ندارد موسیقی مردم لرستان لک و لُر ندارد در عزا مردم از مور یا هوره استفاده می کنند مقام های علی دوستی و سنگین سما و.. در میان همه رایج است مویه های لکی و لری دقیقن بر یک وزن و آهنگ هستند که باید بگویم با کُردی تفاوت های فاحشی دارد.
موسیقی اصیل کردستان و کردی بیشتر بر پایه شور است اما موسیقی اصیل لُرستان در دستگاه ماهور اجرا می شود.
برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به کتاب موسیقی لرستان نوشته آقای امان الهی چاپ 1384
2- پوشش :
پوشش مردم لرستانی شال و ستره است همراه با کلاه نمدی و این پوشش هم لک و لُر ندارد هر چند این پوشش کم کم به دست فراموشی سپرده می شود اما این پوشش چیزی است که بوده است. جالب است بدانیم که این پوشش در میان کردان جنوبی ...هم به عنوان لباس پشتکوهی تا چندی پیش رایج بوده است! ........... اما کردهای شمالی پوشش متفاوتی دارند.
3-مذهب :
لر ها و لک ها همه شیعه مذهب هستند و گاهی اهل حق و یارسان ها و علی الهی نیز در بینشان دیده می شوند و این هم مربوط به طایفه خاصی نیست اما کردها شمالی اکثرن سنی مذهب و دراویش آنها قادری اند.
هر چند کردهای جنوبی همگی شیعه مذهب اند.
نتیجه:
آیا شباهتهای بیشتر مردمی که شما زبان ایشان را «کردی جنوبی» می نامید از نظر موسیقی، پوشش، مذهب و.. با مردم لک زبان لرستان نمی تواند نشانه این باشد که کردی جنوبی یا پشتکوهی گویشی از لکی است؟
دلایل و اسناد تاریخی بسیاری فراوانی وجود دارد که بخشی از مردم کرمانشاهان و ایلام امروزی همراه با مردم استان لرستان کنونی یک قلمرو فرهنگی و اجتماعی تحت عنوان «لرستان فیلی» بوده اند. اگر بنده در سطور بالا اشاره ای به این اسناد نکردم صرفا به خاطر این بود که آقای کامران محمد رحیمی بنا را بر این گذاشته بودند که از بیان دلایل تاریخی خودداری کنیم و اگرچه خود ایشان در ادامه این کار را نکرده اند و برخی نقل قولهای تاریخی را بیان فرموده اند.
با توجه به گذشته فرهنگی و ادبی لرستان و زبان لکی و نظر به اینکه بخش اعظم جمعیت لرستان فیلی لک زبان بوده است باید گفت «لرستان لک زبان» همان است که در تاریخ با عنوان «لر کوچک» می شناسیم.
بغير از همه اينها صدها اصطلاح ...لكي ...وجود دارد ...كه در سوراني نمي توان آنها را ديد ...براي اين كا از اين دوست خواهش داريم برود و فرهنگ لغت هاي زبان ...لكي....را با...سوراني ...مقايسه كند ...اگر اين اختلافات بيش از 500 اصطلاح و لغت نبود ....من حرفم را پس مي گيرم ...
لکی ... همان لری قدیم است که مخصوصا تحت تاثیر زبان فارسی و لری لرستان بزرگ (بختیاری) دچار دگرگونی شده و به صورتهای لری خرم ابادی، بروجردی و.. در آمده است.
در پاره ای حالات حتی می توان چنین تصور نمود که گویش لکی، لری اصیل و زبان نوشتاری و ادبی لرستانیان و لری خرم ابادی گویش محاوره ای قوم لر در سرزمین لرستان است.
ئێ وئبه ده ر موردئ زوان مه ردمه ل جنوب خه ربئ ئێرو پهله ای قدیم گئ ێمروژ وه ب ێنونه موشئن پهله ای( له ک ،فئ ێلی،کرماشانی ،ایلامی ) کاره مئ هئ