ملاحقه سیاهپوش شاعرتوانای لکستانی
شاعر شیرین زبان لکستان به زیبایی هر چه تمام واژه های لکی را در بحر های گوناگون عروضی به فارسی برگردانده است ملاحقعلی به حق یکی از بزرگترین شاعران لک زبان است
بحر مجتث
آمد ربیع و موسم عشق است دلبرا بیرون درآی همچو گل از حرف نغز ما
مفاعلن فعلاتن مفاعل فعلات بر خوان ز بحر مجتث لفظ خفیف را
مه که م کنم شناس ، نئمه که م نمی کنم لا جانب است،نصفه له ت است و علف گئیا
پیر است پیر پویک تهی دان جئیل جوان گئری گریه ،اسئراست اشک کوو ست گو کجا
میه رم خورم بود ، فئره بسیار ،پوئیچ پوچ ئیواره مغرب ، شام است شوم ،صبح صوا
دویئریا چه؟دوخته است ، دررئیا را دریده دان دئیری بود چه؟ داری ، گردن مئل و پا پا
مه چئم روم بود ، نئمه چئم نمی روم تورئیاست قهر ، قئسه سخن دان ، رها رها
چه مه ر مصیبت است ،هه وه س ذوق ، سوویر داوات خه م چفت و خوسه غم بود و رقص چه ؟ سما
نئیلی نمی گذاری و بیلا بهل ،جلو چه ؟نووا فکر و خیال آمده په ژاره و سیفا
سینه است سینه ، ماچ است بوسه ، پستان مه م ناف است نافه ، راز چه ؟ راز و جماع ، گا
هه ری گل آمد، کوئل جملگی است ، لاغر له ر هیزم چه؟ هیمه ، هومه ،شما هاو ئیمه ، ما
خرد و بزرگ ریز و گه لئنگ دان و پهن پئین صلح است سول معرکه جنگ و رضا ، رزا
ئێ وئبه ده ر موردئ زوان مه ردمه ل جنوب خه ربئ ئێرو پهله ای قدیم گئ ێمروژ وه ب ێنونه موشئن پهله ای( له ک ،فئ ێلی،کرماشانی ،ایلامی ) کاره مئ هئ