غزلی بدون نقطه از مرحوم خسروکولیوند
از خسرو بن نور محمد خان بن گل محمد.....پدر ملا منوچهر خان کولیوند( ناظم لک)
دو گۆڵ هاوه صدر سرو سماوه دو گۆڵ هاوه صدر سرو سماوه
دو گل هست بر بالای سرو سر به آسمان کشیده...«ها» به معنی «هست».در جمله اسمیه دو گل بالای سرو هست.«وه» در گویش لکی به معنی حرف اظافه«به».«سرو سماوه» سرو سر به آسمان کشیده
عرعروار مدام هاوه هاواوه هر هاوه دو گل عرعر مأواوه
وار: پسوند، به معنی«مانند»،«هاوه»به معنی «هست».به «هواوه»:به هو،«هر»به معنی همیشه. «هاوه»هست،به معنی«هر هاوه دو گل»همیشه آن دو گل همراهش هست..عرعر مأواوه:جای دارد بر روی یا بالای آن قامت همچون عرعر.معنی بیت: قامت آن زیبا همواره مانند درخت عرعر در هوای بالا رفتن است،روز به روز بلند قامت تر می شود، در حالیکه آن دو گل بر بالای آن قامت چون عرعر جای گرفته ان،منظور از «دو گل»دو پستان است
لۆئم الحام کرد و کل درده وه لالام اولاله آه سرده وه
لوم:به ضم لام و سکون میم:مأخوذ از «لو» به معنی «لب» به معنی شناسه جمع،یعنی «لب هایم»..الحام:به کسر همزه و سکون لام و میم :مأخوذ از الحاح و شناسه میم که «حاء» ساقط شده،یعنی الحاح کردم،اصرار کردم،لابه کردم..کِرد: به کسر کاف و سکون راء و دال،یعنی کرد،فعل ماضی که در معنی فعل مضارع به کار رفته است..وَ: به فتح باء و سکون هاء،یعنی «به»..کُل: به ضم کاف و سکون لام: همه..درده وه: با فتح دال و واو و سکون راء و هاء: با همه درد،از روی درد فراق و اشتیاق
لالام: با مدّ لا و سکون میم،لالا:مأخوذ از کلمه لابه با تکرار: یعنی لابه کردم..اَو: به فتح همزه و سکون واو: «با»حرف اظافه..لاله: در تافظ «لکی» یهنی خواهش همراه با زاری..آه سرده وه: با آه سرد:خواهش کردم همراه با آه و غم و درد
معنی بیت: لب هایم با حالت درد و رنج به لابه در آمد و لابه کردم،لابه ای که همراه درد و رنج باشد
سمع دا وه صدام، رحم آورده وه سواڵم وه لعل لؤلؤ کرده وه
سمع: گوش.. «دا»:داد.. «وه»:به..صدام:صدایم..رحم آورده وه:بر آن رحم کرد
معنی بیت: به صدایم گوش داد و بر من رحم آورد و سوالم را با لعل لؤلؤ «لب هاییکه مثل یاقوت سرخ است و دندانهای مثل مروارید را فرا گرفته»جواب داد.
مه و مهرو ماه هر سه مالاوه سومای مهر و ماه له هم آڵاوه
مه: مهتر،بزرگ و هم غبار بخار آب که در زمستان زمین را فرا می گیرد. «مهر» دوستی و خورشید.. «مالاوه»: در هم آمیخته است
«سومای»: افق و روشنایی چشم(از فرهنگ هه ژار) شاید به معنی سیما هم باشد.. «له هم»: به هم..آلاوه: شعلعه آتش، زبانه آتش، آتش شعله دار، آلاو، دالو و آلاوه همه گفته شد،مثال «از بابا طاهر لک»
«ز چشمان آنقدر اخگر ببارم که گیتی سر به سر آلاوه گیرد» (فرهنگ عمید) یا از مصدر آلان کردن به معنی پیچ خوردن( فرهنگ هه ژار)
معنی بیت: بزرگی و محبت و زیبایی هر سه در هم آمیخته و مالیده شده،از ماه و محبت به هم در آمیخته است
مالاوه: در هم آمیخته شده
اوسا وه کلام گوهرواره وه مرهم داد وه درد درده داره وه
اوسا: آن وقت..وه کلام: با آن کلام..گوهر واره وه: جواهر مانندش
مرهم دا: مرهم نهاد..درده وه: بر آن درد...درده داره وه: دارنده درد
معنی بیت: آن وقت با آن کلام جواهر مانندش مرهم بر درد دردمندم نهاد
دڵ واو وسواسه دڵ آرامه وه گاگا ممردم گاگا ما مه وه
«دل واو»: دل در آن..«وسواسه»: خیالات... «دل آرام»: صفت فاعلی مرکب آرام دل. «دل آرامه وه»: دل آرام بوده است
«گاگا»: دم به دم،لحظه به لحظه.. «ممردم»:می مردم.. «مامه وه»:به خود می آمدم
معنی بیت: در حالیکه دلم در خیال آن دل آرام بود هر لحظه میمردم و زنده می شدم
تاریخ ولادت و وفات خسروبن نورمحمد خان در دست نیست..مزار او در قبرستان "باکلکان" صیمره « دره شهر» میباشد ولی تاریخ قبر او حک و محو شده است.. این شاعر دارای دو فرزند به نام های اردشیر و منوچهر(ناظم لک...مزار ناظم لک در روستای بتکی شهرستان الشتر میباشد) بوده است
ئێ وئبه ده ر موردئ زوان مه ردمه ل جنوب خه ربئ ئێرو پهله ای قدیم گئ ێمروژ وه ب ێنونه موشئن پهله ای( له ک ،فئ ێلی،کرماشانی ،ایلامی ) کاره مئ هئ