چرا باران نمی بارد
چراباران نمی بارد
نگاهی به اسمان می اندازی کاوئ کاوه(البته نه در تهران)
هاوار وصد هاوار پاوییز چی ئو باران نبارید هاوار
دستت در جیب است با خود می گوئی بگذار دستی بر آسمان بگیرم اما مگر جیب می گذارد.
هاواروصد هاوار اگر دست بر آسمان بگیری در بین مردم تو را خامال یا لیوه می پندارند وموشئ ن:
بابا برو باد بیاد عقب! مانده مردم به ماه می روند وشما .... بعید از شما که از صنعتی شریف فارغ التحصیل شده اید؟تازه مدتی در دانشکده ی فیزیک نجوم خونده ای ودر دانشکده ی فلسفه فیلوسه فه را با مجتهدی به بحث نشسته ای؟.بناچار میخزی در آپارتمان ط۳ ات وپنهانی دست هایت را از جیب در می آوری بر دعا می بری . خودایا باوار کارتئ ئیمه ناشتوئی گئ ناشوکئریم ئو گوناکار.هه ر هایمئ فگر هواردن وجه م کئردنئو و...
دنگت می افتند حتی دیگه اشکی هم نداری مگر دود می زار تازه اگر گریه کنی فکر می کنند خدای نکرده ریمئل زده ای و ...
شو مئ سی در خواب می بینی در صحرائی پر از خشکی . پایت سوار بر گئ ل های هوشکئ تاشده افتاده ای تعدادی انجایند انهائی که هرروز می بینیشان چه بخواهی چه نخواهی هم (سایه . کار.سفر ..) راننده تاکسی آرنده ی چاوی دارنده ی ماهی عرنده ی ... و..چقدر کفتارند و کف کرده دهنشان از بس کفتارگفتارند و لاشخور رفتار.آنطرفتر همه زالووار سوار شده اند بر ابرها ومی مکند ومی خندندو می رقصند ومه خورند آب را وقه می کنند .... را
هئ ناسئ ات بالا می رود و قلبت تپ ته پ اش بیشتر می شود .
بر می خیزی هویه ر داسئ ئو تو دوباره باید بروی سلام کنی به همسایه وسوار بشوی بر تاکسی تا زودتر برسی و کف بزنی برای گفتارها و بدوئی برای لاشخورها
ئێ وئبه ده ر موردئ زوان مه ردمه ل جنوب خه ربئ ئێرو پهله ای قدیم گئ ێمروژ وه ب ێنونه موشئن پهله ای( له ک ،فئ ێلی،کرماشانی ،ایلامی ) کاره مئ هئ